حالا همش منو مسخره کن!!!!!!!

تهرون تهرون که می گن اینجاست؟
 مردم تهران در سال های قبل از 1164 هجری خورشیدی که تهران پایتخت قاجار شد و تا مدت ها بعد از آن گویش ویژه ای داشتند که اگر حالا می شد نمونه ی آن را شنید از لحاظ ویژگی آوایی شاید چیزی شبیه دستگاه آوایی گویش های لری، کردی یا مازنی بود.
 

گویش تهرانی در گذشته سرشار از واژه های منحصر به فرد خود بود و چه بسا ویژگی های دستوری خاصی هم داشت که آن را در ردیف گویش های ایرانی جای می داد.

عمد داریم که به آن چه در تهران قدیم به آن صحبت می شده است لهجه نگوییم و آن را گویش بنامیم، بنابر تعریف، گویش ها، زبان هایی هستند که از اصل واحدی هستند اما ویژگی هایی در آنها وجود دارد که مانع ارتباط زبانی آنها با دیگر گویش ها می شود. اما لهجه چیست؟ لهجه عبارت است از شکل های محلی یک زبان یا گویش که هر کدام ویژگی های خاصی دارند اما این ویژگی ها مانع ارتباط زبانی آنها با لهجه های دیگر نمی شود. به عنوان مثال لهجه ی اصفهانی مانعی برای ارتباط زبانی با مردم تهران یا شیراز نیست اما در ارتباط یک لر با مازنی یا اصفهانی موانعی برای ارتباط زبانی وجود دارد. پس تهرانی قدیم گویش است، چون اگر کسی با آن زبان بتواند حرف بزند ما در فهم آن دچار مشکل خواهیم شد.

تهران در روزگاران کهن از توابع ری بوده است، و ری از سرزمین ماد به شمار می آمده است، از این رو زبان مردم تهران و ری در آغاز شاخه ایی از زبان مادی بوده که با پارسی قدیم نزدیکی داشته است. زبان مردم این سامان، در دوره ی اشکانیان، زبان پهلوی اشکانی بود که از پارسی باستان گرفته شده است، در زمان این خاندان خط و زبان پهلوی در ایران رایج گردید و در دانش و ادب به کار رفت. در ری و ناحیه های آن از جمله تهران، قصران و ... در سده های 3و4 ه.ق. به روزگار علویان، آل زیار و آل بویه، دیالمه راه داشتند و بدین سبب، زبان تبری یا مازندرانی نیز در تهران نفوذ یافت. زبان مازندرانی و گیلکی نیز از ریشه و بن زبان های دیرین ایرانی است و پس از انقراض ساسانیان تا دیرزمانی زبان پهلوی در تبرستان رایج بود. امروزه نیز واژه های پهلوی در این حدود به ویژه در تهران بسیار است. پس از چیرگی عرب، زبان پهلوی در ری،  تهران، اصفهان، همدان و نهاوند رایج بود و پس از اسلام این ناحیه ها را سرزمین پهلوی نامیدند و زبان فصیح پارسی را پهلوانی زبان و پهلوی زبان خواندند.

اما یکی از منابع ارزشمند درباره ی گویش تهرانی قدیم کتاب "فرهنگ بر و بچه های ترون" تالیف استاد مرتضی احمدی است. ایشان که خود در این شهر به دنیا آمده اند از دیر باز علاقه مند به فرهنگ این ناحیه از ایران بوده اند و بعد از سالیان دراز آن چه از واژه ها، اصطلاحات و مثل های تهرانی که در حافظه داشته اند، جمع آوری کرده اند و در یک مجموعه در اختیار دوست داران و پژوهش گران گویش تهرانی نهاده اند. کتاب به دو بخش کلمه های ویژه و واژه ها و تعبیرات تقسیم شده است که آن چه از نظر زبان شناسی بیشتر مورد توجه است بخش نخست یا بخش کلمات ویژه است.

با مطالعه ی این بخش است که خواننده بسیاری از ساخت های تاریخی زبان پهلوی(=اشکانی) در گویش مردم تهران را می یابد. این دقیقا همان چیزی است که به واسطه ی آن می توان به غنای واژه ها در گویش مردم تهران در 224 سال پیش توجه کرد و نام گویش بر آن نهاد. هنوز برخی از مردم فکر می کنند برخی از مردم تهران از روی بی سوادی به "دیوار" "دیفال" می گویند، در صورتی که "دیفال" ریخت تاریخی "دیوار" در زبان پهلوی است که هنوز به همان صورت در گویش مردم تهران به جای مانده است، چرا که ابدال "لام" به "ر" یکی از پر بسامد ترین ابدال ها در سیر تاریخی از زبان فارسی پهلوی به فارسی دری است. از این دست سلفه به سرفه، سولاخ به سوراخ هم هست که در کتاب  "فرهنگ بر و بچه های ترون" آمده است. نکته این که مردم لر هم سوراخ را به صورت "سیلا" تلفظ می کنند. یا در تلفظ "آرت" به جای "آرد" که باز هم ابدال "ت" به "دال" از پهلوی به دری بسیار وجود دارد و در صورت های تاریخی در اغلب گویش های ایرانی هنوز به جای مانده و تلفظ می شود.

اما چیزی که خواندن این کتاب را جذاب می کند بخش اصطلاحات و ضرب المثل هاست. در ضرب المثل های فارسی شوخ طبعی موضوع نیست، فرم هم نیست، محتواست! محتوایی که در خدمت بیان کژ رفتاری ها و نابهنجاری های مردم و جامعه و حاکمان جامعه است. می دانیم کنایه، از پربسامدترین صنایع بدیعی در ضرب المثل هاست و عبارت کنایه آمیز، عبارتی غیرجدی است که دیدی شوخ طبعانه به زندگی، مرگ، روابط انسانی، محسنات آدمی و کردار زشت او می دهد. خوشمزه بودن و طنز بودن برخی از مثل های فارسی به خاطر همین کنایه هاست!

کنایه از صنایع بدیعی معنوی کلام است، در لغت به معنی پوشیده سختن گفتن و در اصطلاح سخنی است که دارای دو معنی دور و نزدیک باشد، چنان که این دو معنی لازم و ملزوم یکدیگر باشند. اما در کنایه آنچه مراد گوینده است برای انتقال مفهوم معنی دور کنایه است نه معنی نزدیک آن. مثلا وقتی می گوید: "پشت گوش او فراخ است" یعنی دیر جنب است. یا "آب زیر کاره" که کنایه از آدم هایی است که زندگی و حشر و نشر اجتماعی خود را بر پایه مکر و عذر و حیله بنا می کنند.

کنایه در مثل در چند محتوا کاربرد دارد که آنها را شنیدنی می کند اما شنیدنی که هماره است با ورود به برخی از تابوهای شرعی، عرفی، جنسی و اجتماعی. در واقع بیشترین کاربرد کنایه در مثل ها بیان آشکار تابوها و نام بردن از مواردی است که کمی عامیانه به نظر می رسد اما بسیار کارگشا، گزنده و شوخ طبعانه است. در کتاب " فرهنگ بر و بچه های ترون" به این مثل ها و اصطلاحات برمی خوریم که شاید برخی از آنها را برای اولین بار است که می خوانیم.

به درستی نمی دانم چند درصد از این مثل ها و اصطلاحات تنها در این کتاب آمده است و ممکن است در امثال و حکم یا کتاب کوچه و دیگر منابع همچون ده هزار مثل فارسی از دکتر شکورزاده نیامده باشد اما آنچه مشخص است تعداد مثل ها و اصطلاحات این کتاب اندک و اغلب آشنا هستند اما نکته ی مهم ثبت این مثل ها و اصطلاحات به گویش تهرانی است. کتاب  " فرهنگ بر و بچه های ترون" در کنار منابعی چون "فرهنگ لغات عامیانه"  جمال زاده، "فرهنگ فارسی عامیانه" ابولحسن نجفی و "قند  و نمک" جعفر شهری و... از منابع معتبر برای پژوهش در گویش مردم تهران قدیم است.

/ 4 نظر / 9 بازدید
میثم

این یعنی چی ؟

بنیامین طهرانی

خیلی عذر میخوام اما ما تهرانیا حق داریم یکم مغرور باشیم از 100% این شهر فقط 10 درصد تهرانی الاصلن فکر کنم فقط ما تهرانیا به اصالتمون افتخار میکنیم